به گزارش پایگاه خبری حیات، شهید مجتبی عرب سرخی، در 5 شهریور سال 1340، در خانواده ای مذهبی در تهران به دنیا آمد. وی هنوز به سن تکلیف شرعی نرسیده بود که نماز هایش را به جا می آورد و با علاقه در جلسات مذهبی شرکت می کرد. از وقتی هم که به دبستان رفت سایر دانش آموزان مدرسه او را به نام قاری قرآن صبحگاهی می شناختند. در زمان تحصیل در دبیرستان نیز چند ساعتی در روز خیاطی می کرد و هزینه های تحصیل خود را با دوختن کیسه های حمام تامین می کرد. وی نوارهای سخنرانی های روحانیون مبارز بخصوص امام را تکثیر می کرد و به افراد مشتاق می رساند. یک هفته قبل از جمعه سیاه در یکی از تظاهرات ها پایش زخمی شد و به بیمارستان رفت اما پس از اینکه کمی بهبود پیدا کرد در روز تاریخی 17 شهریور در صف مبارزان قرار گرفت.قدرت فکری او به حدی بالا رفته بود که با وجود شرکت مکرر در مجالس بحث و تبادل نظر با منافقین و سایر گروهک ها، هرگز تسلیم عقاید پوچ و گمراه کننده آنها نشد.
شهید عرب سرخی، پس از پیروزی انقلاب در کتابخانه مسجد فعال تر شد و شب ها هم در خیابان پاسداری میداد و با کمیته ها به خصوص دایره ی "امر به معروف و نهی از منکر"همکاری زیادی داشت. به نقل از برادرش خانه شان مکانی برای حل مشکلات اهالی محل و سایر آشنایان شده بود و در حالیکه دانش آموز بود با پول خودش برای فقرا، ایتام و مستضعفین آذوقه تهیه می کرد.
نخستین سال پس از پیروزی انقلاب زمانی بود که او در سال سوم دبیرستان تحصیل می کرد، در همان سال حدودا 3 ماه با واحد فرهنگی جهاد دانشگاهی به لرستان رفت و در لوله کشی آب10 روستا را لوله کشی مشارکت فعال داشت و علاوه بر آن، به کمک این واحد برای مردم محروم هم کلاس های مذهبی دایر کرد و حضور فعالی درجلسات بحث و مناظره داغ گروهک های ضد انقلاب داشت.
وی در سال 59، به عضویت سپاه در آمد و داوطلب خدمت در قسمت نظامی شد و به سنندج اعزام شد و تا آخر آن سال در جبهه های غرب به مبارزه پرداخت و بارها با ضد انقلابیون درگیر شد. پس از آن به تهران بازگشت و 2 ماه در مجلس شورای اسلامی و 2 ماه در بیت امام و مدتی هم در پادگان ولیعصر خدمت کرد. شهیدعرب سرخی در عملیات فتح المبین بر اثر برخورد توپ در کنارش پرده ی گوشش پاره شد اما عشق به جبهه او را همچنان در صحنه نبرد علیه دشمن نگه داشت و سرانجام در 15 اردیبهشت سال 61 در همان عملیات در خرمشهر به شهادت رسید.
فرازی از وصیت نامه شهید
«اگر چه دنیا زیباست ودوست داشتنی است که انسان را بسوی خود میکشد اما خانه پاداش الهی، خانه آخرت است و نیز خیلی از دنیا زیباتر است، اگر چه مال دنیا خیلی زیاد هم باشد اما باید گذاشت و از این جهان مادی رفت، چرا انسان آن را در راه الله انفاق نکند و اگر این بدن های ما ساخته شده است که بمیرد پس چه بهتر که در راه خدا باشد. پروردگارا به آبروی محمد وآلش قسمت می دهم، که اگرما لیاقت شهید شدن را داریم و میتوانیم به لقاء الله بپیوندیم پس هر چه سریعتر این آرزوی ما را بر اورده بگردان و خدایا از تو میخواهم که مرا به راه راست (الله) هدایت نمایی....منطق شهید منطقی است که هیچ کس ندارد و همچنان به گرد شمع میسوزد و جامعه از نورش روشن میشود.
خدایا چگونه مردن را به من بیاموز که چگونه زیستن را خود میآموزم.
مطهری، درمورد خون و حماسه شهید سخنان دلنشینی دارد، که می گوید هیچ وقت خون شهید هدر نمی رود خون شهید به زمین نمیریزد، خون شهید هر قطرهاش به صدها و هزارها قطره خون بلکه به دریایی از خون تبدیل می گردد و به پیکر جامعه و اجتماع جاری میشود..
....بخدا قسم ما اماممان را تنها نمی گذاریم و به فریاد « هل من ناصرا ینصرنی » او لبیک خواهیم گفت و ما مردم کوفه نیستم که امام حسین (ع) را تنها گذاشته که مردم نیز در شعارهایشان این مورد را ثابت کردهاند.
ما میبینیم که تنها دین اسلام است که علیه باطل نبرد میکند، اسلام بر حق میباشد و اوست که باید زنده و جاوید باشد و برای یاری به تمام مستضعفان جهان باید زنده و جاوید بماند.
من عاشق شهادت هستم و در حال حاضر میبینم که منافقین درحال ضربه زدن به انقلاب میباشند من از تمام خواهران و برادران و تمام کسانی که این وصیت نامه را می خوانند، میخواهم که درمقابل آنان بایستند با هر عملی که میتوانند نگذارند اینها کار خود را بکنند و اسلام را خدشهدار کنند. اینها میخواهند بنیان اسلام را از میان بردارند....
خون شهید برای همیشه دررگهای اجتماع جریان دارد که پیامبر میفرماید : هیچ امری بالاتر از کسی نیست که در راه خدا شهید شود کسی که در راه خدا شهید شد گریه ندارد پس بیاییم معنای شهادت را درخویشتن زنده کنیم و انرا پیاده نماییم. از خدا میخواهم که مرا به صراط مستقیم هدایت کند... »
بمناسبت سالگرد شهادت شهید مجتبی عرب سرخی
خون شهید برای همیشه دررگ های اجتماع جریان دارد
اگر این بدن های ما ساخته شده است که بمیرد پس چه بهتر که در راه خدا باشد پروردگارا به آبروی محمد وآلش قسمت می دهم، که اگرما لیاقت شهید شدن را داریم و میتوانیم به لقاء الله بپیوندیم پس هر چه سریعتر این آرزوی ما را بر اورده بگردان و خدایا از تو میخواهم که مرا به راه راست (الله) هدایت نمایی.